| بیایید بیایید که گلزار دمیدهست | بیایید بیایید که دلدار رسیدهست | |
| بیارید بهیکبار همهجان و جهان را | به خورشید سپارید که خوش تیغ کشیدهست | |
| بر آن زشت بخندید که او ناز نماید | بر آن یار بگریید که از یار بریدهست | |
| همهشهر بشورید چو آوازه دراُفتاد | که دیوانه دگربار ز زنجیر رهیدهست | |
| چه روزست و چه روزست چنین روز قیامت | مگر نامهی اعمال ز آفاق پریدهست؟ | |
| بکوبید دهلها و دگر هیچ مگویید | چه جای دل و عقل است؟ که جان نیز رمیدهست |
![Naked Before the Swords: Selected Poetry of Shams Tabrizi, The Rumi's Master by [Tabrizi, Shams]](https://images-na.ssl-images-amazon.com/images/I/51dgcYPRaIL.jpg)