-
دوباره هزار تا قصه ی پالت
دوشنبه 25 فروردینماه سال 1393 19:05
این یکی از زیباترین، بدیع ترین، پرمفهوم ترین، دلنشین ترین و تکان دهنده ترین موسیقی - ویدیویی هاییه که دیدم. هر چی نگاش می کنم سیر نمی شم. اینکه تو چند دقیقه بتونی از درد و داغ به خنده و شادی، از کندی و ناامیدی به امید و شور، از بزرگسالی به کودکی گذر کنی بدون اینکه تناقضی ببینی، بدون اینکه دست اندازی حس کنی، بدون اینکه...
-
نگفتمت؟
دوشنبه 25 فروردینماه سال 1393 00:08
نگفتمت مرو آنجا که آشنات منم؟ در این سرای فنا چشمه حیات منم؟ نگفتمت که به نقش جهان مشو راضی؟ که نقش بند سراپرده ی رضات منم؟ نگفتمت که چو مرغان به سوی دام مرو؟ بیا که قوت پرواز و پر و پات منم؟ نگفتمت که تو را راه زنند و سرد کنند؟ که آتش و تپش و گرمی هوات منم؟ نگفتمت که صفت های زشت بر تو نهند؟ که گم کنی که سر چشمه بقات...
-
ک مثل کپل - پالت
یکشنبه 24 فروردینماه سال 1393 09:59
-
هزار تا قصه - پالت
یکشنبه 24 فروردینماه سال 1393 08:44
-
آی یارم بیا - مبارک شاه
چهارشنبه 20 فروردینماه سال 1393 10:36
-
دوباره SKYFALL
چهارشنبه 20 فروردینماه سال 1393 10:26
This is the end Hold your breath and count to ten Feel the earth move and then Hear my heart burst again For this is the end I've drowned and dreamt this moment So overdue I owe them Swept away, I'm stolen Let the sky fall When it crumbles We will stand tall Face it all together Let the sky fall When it crumbles We...
-
بازگشت نامجو
چهارشنبه 20 فروردینماه سال 1393 09:32
اینکه نامجو دست از مسخره کردن خودش و ما برداشته جای بسی شادمانیه. استعدادی که داشت پای شعرای بی مایه ای که احمقانه ارزشگذاری کاذب می شد تلف می شد حالا برگشته و این چه ویدیوی خوبیه....
-
یاور همیشه مومن، تو برو ....
چهارشنبه 20 فروردینماه سال 1393 08:43
ای بداد من رسیده تو روزای خود شکستن ای چراغ مهربونی تو شبای وحشت من ای تبلور حقیقت توی لحظه های تردید تو شبو از من گرفتی تو منو دادی به خورشید اگه باشی یا نباشی برای من تکیه گاهی برای من که غریبم تو رفیقی جون پناهی یاور همیشه مومن تو برو سفر سلامت غم من نخور که دوری برای من شده عادت ناجی عاطفه ی من شعرم از تو جون...
-
دوباره حافظ؟
دوشنبه 11 فروردینماه سال 1393 07:13
گر تیغ بارد در کوی آن ماه گردن نهادیم الحکم لله آیین تقوا ما نیز دانیم لیکن چه چاره با بخت گمراه من رند و عاشق در موسم گل آنگه توبه؟ استغفرالله ما شیخ و واعظ کمتر شناسیم یا جام باده یا قصه کوتاه! الصب مر و العمر فان یا لیت شعری حتام القاه مهر تو عکسی، بر ما نیفکند آیینه رویا! آه از دلت آه حافظ چه نالی گر وصل خواهی خون...
-
می گردم...
یکشنبه 10 فروردینماه سال 1393 01:57
این روزا دارم مستاصلانه دنبال یه چیز جدید می گردم، یه چیز تازه...
-
بهار
پنجشنبه 29 اسفندماه سال 1392 21:01
نه لب گشایدم از گل ، نه د ل کشد به نبید چه بی نشاط بهاری که بی رخ تو رسید
-
تازه
یکشنبه 29 دیماه سال 1392 03:43
فک کنم بایست یه شروع تازه کنم... هین سخن تازه بگو تا دو جهان تازه شود
-
گفتا که نه تو مردی؟
یکشنبه 10 آذرماه سال 1392 08:22
رفتم به طبیب جان، گفتم که ببین دستم هم بی دل و بیمارم، هم عاشق و سرمستم صد گونه خلل دارم، ای کاش یکی بودی با این همه علت ها در شنقصه پیوستم گفتا که نه تو مردی؟ گفتم که: بلی اما چون بوی توام آمد، از گور برون جستم آن صورت روحانی، وان مشرق یزدانی وان یوسف کنعانی، کز وی کف خود خستم خوش خوش سوی من آمد، دستی به دلم برزد...
-
خدایان
پنجشنبه 7 آذرماه سال 1392 23:09
فراتر از مصداق نگاه کنی جالبه!
-
سریع
یکشنبه 3 آذرماه سال 1392 01:13
همه چیز سریع داره اتفاق میفته و من در عین هیجان زدگی نگران اینم که توان این همه رو نداشته باشم. همینه که از همه می خوام دعا کنن.
-
شب آمد و دلم تنگم هوای خانه گرفت
سهشنبه 7 آبانماه سال 1392 00:16
-
خبرت هست؟ خبرت هست؟
شنبه 4 آبانماه سال 1392 16:21
امروز این رو می خوندیم و دیوونه می شدیم.... خبرت هست که در شهر شکر ارزان شدپ؟ خبرت هست که دى گم شد و تابستان شد؟ خبرت هست که ریحان و قرنفل در باغ، زیر لب خندهزنانند که کار آسان شد؟ خبرت هست که بلبل ز سفر باز رسید، در سماع آمد و استاد همه مرغان شد؟ خبرت هست که در باغ کنون شاخ درخت، مژده نو بشنید از گل و دستافشان شد؟...
-
دلم لک زده
جمعه 3 آبانماه سال 1392 04:38
دلم لک زده واسه یه ذره، فقط یه ذره شعر خوندن. یه چیزی راستی، می دونستی من تا آخر عمرم محکوم به خوندن و یاد گرفتن و دونستن شدم؟ تمومی نداره، چون اگه تمومبشه منم نیستم. مشکل من شاید این نباشه که نمی خوام این جوری باشم، مشکلم دو تا چیزه: یکی اینکه واسه این همه یاد گرفتن وقت ندارم و دیگه اینکه توانش رو ندارم. بعضی وقتا حس...
-
این قوم
یکشنبه 31 شهریورماه سال 1392 22:48
معرفت نیست در این قوم خدا را مددی تا برم گوهر خود را به خریدار دگر گر مساعد شودم دایره ی چرخ کبود هم به دست آورمش باز به پرگار دگر راز سربسته ما بین که به دستان گفتند هر زمان با دف و نی بر سر بازار دگر هر دم از درد بنالم که فلک هر ساعت کندم قصد دل ریش به آزار دگر باز گویم نه در این واقعه حافظ تنهاست غرقه گشتند در این...
-
خدا
جمعه 8 شهریورماه سال 1392 20:30
خدام رو دوست دارم چون خیلی دوستم داره.
-
سخته
جمعه 28 تیرماه سال 1392 00:44
وقتی ببینی کسی که اینهمه واست عزیزه بیماره و می خواد بمیره چه حسی داری؟ اینکه خودش باورش نشه چی و تو تلاشات هیچ نتیجه ای نده چی؟ وقتی ببینی بقیه عزیزات رو هم داره بیمار می کنه چی؟
-
شیطون
پنجشنبه 27 تیرماه سال 1392 10:52
بیچاره شیطونه که نمی تونه خودش رو تغییر بده. اینو تو یه سریال شنیدم.
-
روباه
جمعه 14 تیرماه سال 1392 06:59
یعنی اون روباه رو کشتم؟ یا تونست جون سالم از زیر ماشین در ببره؟ سوالایی که هیچوقت جوابی واسشون پیدا نمی کنم.
-
شلوغ، شلوغ، ...
جمعه 31 خردادماه سال 1392 01:42
انقده گرفتارم این روزا که فک کنم دارم مریض میشم. خیلی خسته م. امیدوارم این سفر یه ذره خستگیم رو کم کنه. خوابم میاد. خیلی خوابم میاد.
-
زمان تغییر
پنجشنبه 16 خردادماه سال 1392 22:31
باز هم زمان تغییر رسید. تغییراتی که از نظر من و تو مهمن اما در عمل هیچی به هیچی نیستن. خوشحالم؟ نمی دونم، ناراحتم؟ شاید نه.... تغییر رمز ادامه ی این زندگیه .... فریب حیات....
-
رویای آزادی...
سهشنبه 7 خردادماه سال 1392 02:20
زمان قرعه ی نو می زند به نام شما خوشا که جهان می رود به کام شما درین هوا چه نفس ها پر آتش است و خوش است که بوی خود دل ماست در مشام شما تنور سینه ی سوزان ما به یاد آرید کز آتش دل ما پخته گشت خام شما فروغ گوهری از گنج خانه ی دل ماست چراغ صبح که بر می دمد ز بام شما ز صدق آینه کردار صبح خیزان بود که نقش طلعت خورشید یافت...
-
دلم
جمعه 3 خردادماه سال 1392 09:54
من دلم بابا می خواد خیلی ....
-
زیبایی ساده
پنجشنبه 29 فروردینماه سال 1392 07:05
«یکی میاد قهرمان دنیا میشه میرن براش پلاکارد می نویسن و به دیوار می چسبونن،اما یکی جرئت نمی کنه بیاد یک پلاکارد ورداره روش بنویسه ستار و اونو رو دیوار بچسبونه. من خودم رفتم خونه این مادر،باید بری ببینی.اگه قهرمان نبود،اگه مردم دوست نبود من می گفتم هیچ کس نیست.ولی این از یک قهرمان دنیا هم قهرمان تره، آقا! اون که هروئین...
-
بدترین زمان زندگی
شنبه 24 فروردینماه سال 1392 01:36
فیلیپ راث پنج سال پیش در گفتگویی با روزنامه دی تسایت آلمان گفته بود: «بدترین زمان، فاصله نوشتن بین دو کتاب است. وقتی مینویسم، زندهام. اما وقتی نمینویسم، مثل اتوموبیلی هستم که چرخهایش در برف گیر کرده باشد.» منبع
-
نوروز مبارک!
چهارشنبه 30 اسفندماه سال 1391 19:51
کرده گلو پر ز باد قمری سنجابپوش کبک فرو ریخته مشک به سوراخ گوش بلبلکان با نشاط، قمریکان با خروش در دهن لاله مشک، در دهن نحل نوش سوسن کافور بوی، گلبن گوهر فروش وز مه اردیبهشت کرده بهشت برین شاخ سمن بر گلو ب ست ه بود مخنقه شاخ گل ان در میان ب ست ه بود منطقه ابر سیه را شمال کرده بود ب در قه ب در قهٔ رایگان بی طمع و مخرقه...