-
...
چهارشنبه 31 خردادماه سال 1391 09:45
کاشکی ...
-
احمق
سهشنبه 30 خردادماه سال 1391 09:41
نمی دونم وقتی جایی کسی منتظرم نیست چرا واسه رفتن هیچان زده ام؟ چرا من همیشه احمقم؟
-
خبرت هست؟
دوشنبه 22 خردادماه سال 1391 03:00
امروز به فضل حق، چیز دگر است این دل امروز برون از خود، اندر سفر است این دل گر بود شکسته دل، از زحمت آب و گل امروز در این منزل، صد چون قمر است این دل گر از خبری دل را، بوده ست بری دل را امروز در این محفل، جمله خبر است این دل
-
کودکان سوریه، کودکان من
چهارشنبه 17 خردادماه سال 1391 19:16
دستانت را به من بده. در آغوشم بیا. بگذار با هم به خاک سپرده شویم. چرا نباید مرد؟ روزی خواهد آمد که کودکان سرزمینم نیز اینگونه روی این سنگ های سفید دراز بکشند. نمی دانم قاتلشان که خواهد بود... قدرت پرستان فاسد کشورم یا دشمنان چپاولگرش... هر کدام باشد تعجب نخواهم کرد... روزی خواهد آمد.... و کاش من هم نباشم.... کاش مرا...
-
باز
دوشنبه 15 خردادماه سال 1391 04:42
چی باعث میشه وقتی که می دونم تموم شدم باز بخوام شروع کنم؟ وقتی دلم یه خواب ابدی می خواد سعی کنم دوباره چشام رو باز کنم؟ تو؟ بارون؟ خورشید؟ بهار؟ تو؟ خوابم میاد... من خوابم میاد... خیلی خوابم میاد...
-
باز
دوشنبه 15 خردادماه سال 1391 04:42
چی باعث میشه وقتی که می دونم تموم شدم باز بخوام شروع کنم؟ وقتی دلم یه خواب ابدی می خواد سعی کنم دوباره چشام رو باز کنم؟ تو؟ بارون؟ خورشید؟ بهار؟ تو؟ خوابم میاد... من خوابم میاد... خیلی خوابم میاد...
-
خسته
پنجشنبه 11 خردادماه سال 1391 19:19
من چقد خسته م .... خسته ...
-
آخر خط
شنبه 6 خردادماه سال 1391 00:25
ساعت دوازده شب گذشته. اتوبوس چند دقیقه توقف داره. شاید دوازده سیزده سالش باشه. یه پیرهن آستین حلقه و یه شورت تنشه. میاد همون اول اتوبوس میشینه. خیلی دقت نمی کنم به پسر و دختری که پشت سر من می شینن. ولی صداشون که خوندنم رو به هم می زنه مجبور می شم بهشون گوش بدم. پسره میگه یه لحظه می رم با این دختره حرف بزنم. میره کنارش...
-
شعبان بی مخ و اوباشش بر در خانه ی مصدق
یکشنبه 31 اردیبهشتماه سال 1391 19:07
-
I will always love you - Whitney Houston
پنجشنبه 28 اردیبهشتماه سال 1391 22:50
-
Hurt - Christina Aguilera
یکشنبه 24 اردیبهشتماه سال 1391 11:19
-
...
شنبه 23 اردیبهشتماه سال 1391 09:27
دلم، دلم، دلم ...
-
...
یکشنبه 17 اردیبهشتماه سال 1391 23:52
...
-
لاکان - داریان لیدر، جودی کرووز، ت: محمدرضا پرهیزگار
جمعه 15 اردیبهشتماه سال 1391 23:19
این دومین کتابی است که از این نوع می خوانک: علمی است که به شکل کمیک استریپ نوشته شده و احتمالا آخرین کتاب خواهد بود. نکته ای که در این دو کتاب دیده ام این است که شکل ها تقریبا هیچ کمکی به درک مطلب نمی کنند و من ترجیح می دهم فقط متن ها را بخوانم و توجهی به شکل ها نکنم. از طرفی به دلیل اینکه متن ها در شکل قرار گرفته اند...
-
آفرینش مراسم آیینی
دوشنبه 11 اردیبهشتماه سال 1391 05:14
این طرحی است که از روش نوینی که نظام حاکم در ایحاد گردهمایی های آیینی پیش گرفته به ذهنم رسیده و باید کسی روی آن کار کند. مشخصا طبقه ی روحانی و به نمایندگی از آنها حکومت جمهوری اسلامی نقش عمده ای در به کار گیری، حمایت، و کنترل و مراسم مذهبی مثل عاشورا داشته اند. نکته ای که مطرح است این است که همکنون چه ضرورتی به ایجاد...
-
روانکاوی و دین - اریک فروم - ت: آرسن نظریان
سهشنبه 5 اردیبهشتماه سال 1391 07:49
سعی نویسنده این است که نشان دهد عدم اعتقاد به خدا به معنی حذف روح نیست. در واقع معتقد است که روح ملک طلق روحانیون و ادیان خدادار (مثل ادیان ابراهیمی ) نیست. روانکاوی را از جمله روشهای ارتباط با روح و اخلاقی کردن زندگی می داند. مساله اصلی از نظر او این است که عشق و محبت در زندگی انسان جایی داشته باشد. اینکه چه نظام...
-
کوری - ساراماگو - ت: مهدی غیرایی
دوشنبه 4 اردیبهشتماه سال 1391 01:04
رمان مسلما پیامهای اخلاقی بسیار زیادی در خود دارد اما آنجور که برخی (مثل نویسنده ی مقدمه ی کتاب که البته جایش آخر کتاب باید می بود نه اول کتاب) می خواهند، تقلیل آن به یک اثر صرفا اخلاقی همانند گلستان سعدی و سعی در واقعی ندانستن کوری نه تنها با شکل روایت کتاب مطابقت کامل ندارد بلکه بالعکس تصور ارزش واقعی کتاب را کمتر...
-
خودم
پنجشنبه 31 فروردینماه سال 1391 19:37
چقدر به کسی شبیه خودم نیاز دارم که باهام حرف بزنه. همونجور که وقتی بقیه نگرانن من باهاشون حرف می زنم. حیف که نیست. همینه که مجبورم با خودم حرف بزنم.
-
گذشت ...
چهارشنبه 30 فروردینماه سال 1391 10:15
گذشت زمان عمر و به دل عشوه می خریم هنوز که دل به دست کمان ابرویی است کافرکیش
-
مرگ
یکشنبه 27 فروردینماه سال 1391 06:58
می دونی چقدر دوست دارم قبل از تو بمیرم؟ می دونی؟ اگه تو هم منو ببخشی، من هیچوقت خودمو نمی بخشم. کاش قبل از تو بمیرم. کاش ... کاش می تونستی دعا کنی واسم ...
-
انسان و اسطوره هایش - ژوزف هندرسن ت: حسن اکبریان طبری
جمعه 25 فروردینماه سال 1391 22:45
کتاب روال نسبتا مشخصی دارد. یک رسم اسطوره ای، یا اسطوره را روایت می کند. رویایی را که توسط کسی دیده شده بازگویی می کند، نمادهای آن را می شناساند و سعی می کند قرینه های این دو را بیابد. مشکل اصلی در خواندن متن هنگام جستجوی این قراین رخ می دهد که توجیه برخی از آنها تا حدی غریب جلوه می کند که آدمی گمان می کند این نوع...
-
اندبشه ی یونگ نوشته ی ریچارد بیلسکر ترجمه ی حسین پاینده
سهشنبه 22 فروردینماه سال 1391 22:47
نمی دانم چرا حس می کنم این کتاب روال یکنواختی ندارد. مثلا فصل چهارمش (درباره ی چنین گفت زرتشت)ناخواناست اما فصل پنجمش روان است. کتاب بیش از اینکه مروری بر اندیشه های یونگ باشد مروری است بر آثار یونگ. نویسنده سعی کرده اکثر آثار مهم او را پوشش دهد و از طریق نقل قول هایی از آنها خواننده را به سوی آنها هدایت کند. فصل...
-
گونترگراس، ایران، ایرانی ها
یکشنبه 20 فروردینماه سال 1391 04:16
شعر اخیر گونتر گراس یکی از مهمترین اتفاق های این روزهای این غرب دوروست که نقاب از روی او انداخته است. شجاعت می خواهد که با همه ی اتهام هایی که از این ور و آنور نصیبت می شود و با سابقه ای که همه از آن می گویند باز تردید نکنی و حرفت را بزنی. شعر شعری بلیغ و گویاست از درد این روزهای جهان. می دانم که اگر نمی گفت سختش بود....
-
پیکر فرهاد - عباس معروفی
یکشنبه 20 فروردینماه سال 1391 03:58
سخت بود که تمامش کنی بس که به هم بافته بود. تعجب می کنم که چطور توانستم همچین کتاب بی سرو ته و هذیانی را که حتی خود نویسنده اش نفهمیده چی نوشته تمام کنم. شاید همه اش به این امید بود که جایی در کتاب نکته ای پیدا شود که به من ثابت کند که کتاب به این چرندی هم نیست. من مخالف هذیان نویسی نیستم اما دو سه صفحه آن هم برای...
-
عقاید یک دلقک - هاینریش بل - ت: محمد اسماعیل زاده
چهارشنبه 16 فروردینماه سال 1391 22:38
اگر از من بپرسی می گویم خیلی خوب نوشته شده، خیلی عالی، نه اینکه فکر کنی داستان پرحادثه ای را تعریف می کند که نمی گذارد از جایت جم بخوری، روایت همه اش خودگویی چندساعته ی یک نفر است که همت می کند و برایت نه تنها سرگذشت خود که بسیاری دیگر را هم می گوید و بیشتر از این شاید سرنوشت یک ملت را در یک دوره ی زمانیش و بعد که...
-
عمر دوباره ی من
سهشنبه 15 فروردینماه سال 1391 22:40
-
ریش درون
شنبه 5 فروردینماه سال 1391 21:56
این روزها زخم عمیقی قلبم را خونین می کند که شاید فقط نوشتن بتواند اندکی تسکینش دهد. فضای پست و حقیر و ضد انسانی رسانه ای و غربی در برابر حمله ی آن سرباز آمریکایی کثیف و نژادپرست که به قتل 17 انسان بیگناه در افغانستان دست زده تمام وجودم را به رعشه می آورد و تنم را هر ساعت می لرزاند. اینکه همدستان بی هویت و رذلش همکنون...
-
بهار حسن
شنبه 5 فروردینماه سال 1391 20:12
تاب بنفشه میدهد طره مشک سای تو پرده غنچه میدرد خنده دلگشای تو ای گل خوش نسیم من بلبل خویش را مسوز کز سر صدق میکند شب همه شب دعای تو من که ملول گشتمی از نفس فرشتگان قال و مقال عالمی میکشم از برای تو دولت عشق بین که چون از سر فقر و افتخار گوشه تاج سلطنت میشکند گدای تو خرقه زهد و جام می گر چه نه درخور همند این همه...
-
وقتی نیچه گریست نوشته ی اروین یالوم ت: سپیده حبیب
جمعه 4 فروردینماه سال 1391 07:19
داستان، یک داستان تخیلی از یک استاد روانپزشکی دانشگاه استنفورد. من به این دانشگاه علاقه دارم. کارهای بزرگی دیده ام که از آنجا بیرون می آیند. البته بعضی شان از این کتاب خیلی بزرگترند. کتاب برای آموزش روانکاوی نوشته شده است اما از فلسفه هم کم نمی گذارد. تصویر واقعی روی جلد گوینده ی بخش بزرگی از داستان است. لو سالومه که...
-
بهاریه
سهشنبه 1 فروردینماه سال 1391 07:07
نه لب گشایدم از گل، نه دل کشد به نبید چه بی نشاط بهاری که بی رخ تو رسید نشان داغ دل ما است لاله ای که شکفت به سوگواری زلف تو این بنفشه دمید به یاد زلف نگونسار شاهدان چمن ببین در آینه جویبار، گریه بید بیا که خاک رهت لاله زار خواهد شد ز بس که خون دل از چشم انتظار چکید به دور ما که همه خون دل به ساغرهاست ز چشم ساقی غمگین...