-
میخواهید فقط غزل بگویید؟... این خودکشی است. -نامه ای از نیما
سهشنبه 22 اسفندماه سال 1391 20:26
شاگرد عزیزم ! میخواهید فقط غزل بگویید؟... این خودکشی است. اگر از من بپرسید و غزلسرای بزرگی را از قدما اسم ببرید که او چه کرده است، من همین را خواهم گفت و بر آن علاوه میکنم برای شما ابزارهای دیگری هست که برای آنها نبوده است. ممکن نیست تمام دردها و دلتنگیها و بغضهای شما با یک رویه بیان شود. بارها خودتان دیدهاید...
-
Anna Karniena - Joe Wright
دوشنبه 7 اسفندماه سال 1391 09:03
شاید یکی از بهترین فیلم هایی بود که تو سال گذشته دیده بودم. خصوصا نیم ساعت اول، با صحنه پردازی و تغییر لوکیشن باورنکردنی.
-
Everybody's Free To Wear SUNSCREEN!- Baz Luhrmann
جمعه 4 اسفندماه سال 1391 01:43
Great Music video from the nineties ! The lyrics are taken from a famous essay — written in 1997 by Mary Schmich, a columnist with the Chicago Tribune — which gives some amazing advice for life!
-
The Creole of Cuba - Maroule
سهشنبه 24 بهمنماه سال 1391 19:30
-
Django
یکشنبه 22 بهمنماه سال 1391 23:15
جانگوی تارنتینو رو دیروز دیدیم. خیلی وقت بود تو نوبت مونده بود. در حدی بود که فکر می کردم؟ نه، تارنتینو هیچوقت در حدی نیست که فکر می کنم. همیشه پایین تره. بد بود؟ نه! اصلا بد نبود. دقیقا منو یاد Inglorious Bastard انداخت. مثل اون مروری بود بر زشتی تاریخ. و باز هم مثل اون بازنویسی تاریخ بود. تاریخی که انقده زشته که شرم...
-
settle down
یکشنبه 15 بهمنماه سال 1391 06:27
این کلمه ای نیست که دوست داشته باشم. بوی مرداب می دهد، بوی مرگ مغزی...
-
خسرو به چه آیین آمد...
سهشنبه 10 بهمنماه سال 1391 23:34
بعد از این مصاحبه ی اخیر نوری زاد را باید بخشید. باید دوستش داشت. از من توقع نداشته باشید همانگونه که این بزرگوار را بخشیده ام، اراذل و اوباش اصلاح طلب را که علیرغم همه ی جنایاتشان هنوز تشنه ی قدرتند حتی به نیم نگاه مهربانی ببینم.
-
شعر کودکی
دوشنبه 9 بهمنماه سال 1391 23:42
اتفاق مبارکی بود که این شعر رو به یادم آورد: بابای من یک کارمند است یک کیف خیلی کهنه دارد غیر از کتاب او توی کیفش خیلی چیزها می گذارد یک بار قند و چای و روغن یک بار روغن می گذارد او یر می کند او کیف خود را از چیزهای خوب و خوشبو من دوست دارم کیف بابا پر باشد از اسباب بازی از توپ، ماشین، یا عروسک یا مهره های خانه سازی
-
Skyfall-Adele (007 Soundtack)
جمعه 6 بهمنماه سال 1391 02:26
-
انگشت
یکشنبه 1 بهمنماه سال 1391 23:22
اینکه شکستن انگشتم فقط بد نبوده باشد حرفی است که خودم را هم متعجب کرده است. شکستن آن مسلما موضوعی ساده نب.د که فقط اتفاق افتاده باشد. دلیلی داشت که فقط شاید بتوانم حدسش بزنم مثل همه ی اتفاق هایی که هیچگاه بی دلیل در زندگیم اتفاق نیفتاده اند. این دلیل داشتن البته دلیل نمی شود که این اتفاق ها همه خوب و مبارک بوده اند....
-
Misere-Allegri
جمعه 29 دیماه سال 1391 02:54
Original The original is written in Latin : Miserere mei, Deus: secundum magnam misericordiam tuam. Et secundum multitudinem miserationum tuarum, dele iniquitatem meam. Amplius lava me ab iniquitate mea: et a peccato meo munda me. Quoniam iniquitatem meam ego cognosco: et peccatum meum contra me est semper. Tibi soli...
-
Anthem - Leonard Cohen
دوشنبه 25 دیماه سال 1391 08:47
Ring the bells that still can ring. Forget your perfect offering. There is a crack in everything . That's how the light gets in.
-
خسته
جمعه 22 دیماه سال 1391 20:32
چرا من این همه خسته م؟ چرا؟
-
نارتسیس و گلدموند - هرمان هسه - ت: سروش حبیبی
دوشنبه 18 دیماه سال 1391 06:25
این ادامه ی کتابهایی است که از هسه خوانده ام. مثل بقیه ی کتابهایش تلاش اوست در شناختن نهاد بشری و تناقض هایش . نهادی که از نگاه هسه در این کتاب به دو بخش پدرانه و مادرانه تقسیم می شود و از هر بخش انسانی زاییده می شود یکی دانشوری انتزاعی اندیش و فیلسوف که راه را بر زندگی می بندد (نارتسیس) و دیگری مردی که در تب همسانی...
-
Dogville
یکشنبه 17 دیماه سال 1391 09:47
داگ ویل رو بعد از چندین سال برای بار دوم دیدم. اینبار واسم جالبتر بود. از طراحی صحنه ی استثنایی و بازی زیبای نیکول کیدمن که بگذریم پیغام های این دفعه ش واسم خیلی عمیق تر بودن. اینکه انسان ها (به مفهوم عام) می تونن به هر رذالتی تن بدن و این موضوع رو واسه خودشون به راحتی توجیه کنن مشخصا از پیام های اصلی این فیلم-نمایش...
-
بینوایان
پنجشنبه 14 دیماه سال 1391 02:48
کی فکرش رو می کرد بشه هنوز هم بینوایان رو دید و لذت برد؟ معلومه، من، من کله گنده که با اشتیاق رفتم تا ببینمش. فیلم خوبی بود. اگه رو دیالوگاش کار می شد می تونست خیلی بهتر بشه. تناردیه ها عالی کار شده بودن. آخرین وداع ماریوس با دوستانش خیلی زیبا بود و عالی هم بازی کرده بود. به هر حال قیافه ی کاملا آمریکاییش اصلا به...
-
خنگ
پنجشنبه 7 دیماه سال 1391 23:28
هیچی بدتر از این نیست که احساس کنی داری خنگ می شی ...
-
مستاصل
چهارشنبه 6 دیماه سال 1391 23:07
این روزا انقده چیز واسه یاد گرفتن دور و ورم ریخته که مات و مبهوت وسطشون موندم که کدوم مهمتره. همه ش دارم به خودم فحش می دم که زندگیم بی مصرفه به خاطر اینکه خیلی چیزا رو نمی دونم. واقعیت اینه که اگه فقط برای کسی مثل من یه دلیل واسه زندگی وجود داشته باشه یاد گرفتنه. زندگی واسه همه ی کارایی که میشه توش کرد خیلی اضافه و...
-
کودکان سرزمینم، زیباترین هایند
دوشنبه 27 آذرماه سال 1391 05:08
-
خسته - سید مهدی موسوی
شنبه 18 آذرماه سال 1391 23:52
خواستم داد شوم... گرچه لبم دوخته است خودم و جدّم و جدّ پدرم سوخته است خواستم جیغ شوم، گریه ی بی شرط شوم خواستم از همه ی مرحله ها پرت شوم وسط گریه ی من رقص جنوبی کردیم کامپیوتر شدم و بازی ِ خوبی کردیم کسی از گوشی مشغول، به من می خندید آخر مرحله شد، غول به من می خندید! دل به تغییر، به تحقیر، به زندان دادم وسط تلویزیون...
-
بنویسم...
چهارشنبه 3 آبانماه سال 1391 00:51
دلم می خواد بخونم، بنویسم...
-
بار تن
جمعه 7 مهرماه سال 1391 02:09
من بی می ناب زیستن نتوانم بی باده کشید بار تن نتوانم من عاشق آن دمم که ساقی گوید یک جام دگر بگیر و من نتوانم این شعر مرا دیوانه کرده ...
-
...
دوشنبه 30 مردادماه سال 1391 05:15
این روزها منتظرم. منتظر تو. بی تابانه.
-
کاش
چهارشنبه 25 مردادماه سال 1391 00:31
کاش بمیرم....
-
نفس
جمعه 20 مردادماه سال 1391 02:59
نــفــس بـرآمـــد و کــام از تـــو بــر نـمــی آیـد فـغـــان ؛ کـه بـخـت مـن از خواب در نمی آیـد صــبـا بـه چـشـم مـن انـداخـت خاکی از کویش کــــه آبِ زنــدگـــیام در نــظــــر نــمــی آیــد قـــدِ بـلــنــد تــو را تــا بــه بـــر نــمــی گـیـرم درخــت کـام و مـــرادم بــه بَـــر نــمــی آیــــد مـگــر بــه روی...
-
مست
یکشنبه 18 تیرماه سال 1391 04:39
لحظه ی دیدار نزدیک است باز من، دیوانه ام، مستم باز می لرزد دلم، دستم باز گویی در جهان دیگری هستم ای نخورده مست لحظه ی دیدار نزدیک است
-
روشنک
پنجشنبه 15 تیرماه سال 1391 03:24
مرگ روشنک بی اختیار اندوهناکم کرد چنانکه مرگ مرضیه. بعضی صداها نباید بروند، نباید بروند، باید بمانند. روشنک بی شک بهترین شعرخوان ایران بود و خواهد بود. صدای او صدای آسمان بود. همانطور که ترکیب شجریان با حافظ معجزه می آفریند، صدای او شعر فارسی را به عرش می برد. اما چرا او اینهمه خجالتی و گمنام بود؟
-
مرگ روشنک
پنجشنبه 15 تیرماه سال 1391 03:03
مرگ روشنک بی اختیار اندوهناکم کرد چنانکه مرگ مرضیه. بعضی صداها نباید بروند، نباید بروند، باید بمانند. روشنک بی شک بهترین شعرخوان ایران بود و خواهد بود. صدای او صدای آسمان بود. همانطور که ترکیب شجریان با حافظ معجزه می آفریند، صدای او شعر فارسی را به عرش می برد. اما چرا او اینهمه خجالتی و گمنام بود؟
-
سه بوسه
سهشنبه 13 تیرماه سال 1391 04:33
هزار جهد بکردم که یار من باشی مُرادبخشِ دلِ بیقرارِ من باشی چراغِ دیده شب زندهدار من گردی انیسِ خاطرِ امیدوار من باشی چو خسروان ملاحت به بندگان نازند تو در میانه خداوندگار من باشی از آن عَقیق که خونین دلم ز عشوه او اگر کنم گِلِهای غمگسار من باشی در آن چمن که بُتان دست عاشقان گیرند گرت ز دست برآید نگار من باشی شبی...
-
دلم، دلم...
چهارشنبه 7 تیرماه سال 1391 20:43
می دونی چقده گریه نکردم؟ خیلی وقته... دلم داره می ترکه... دلم کلی گریه می خواد... دلم خسته س... دلم می خواد کلی گریه کنم و بعد بخوابم تا ابد.... دلم حافط می خواد، مولانا، شمس، شاملو... دلم بارون می خواد، خیس شدن... دلم بابا رو می خواد ... دلم خسته س، تنگه ... دلم خودم رو می خواد که این روزا حسابی گمش کردم... دلم گریه...