-
Little Ashes (Lorca and Dalli) - Broadway Theatre
چهارشنبه 11 شهریورماه سال 1388 22:27
-
سوال
دوشنبه 9 شهریورماه سال 1388 23:51
چرا مرا برای درد کشیدن آفریده ای؟
-
LOST
شنبه 7 شهریورماه سال 1388 22:25
Lost اگر با من ارتباطی برقرار می کند به جهت همدردی است. به جهت این است که گم شده ام. همانگونه که بابا پنج سال پیش خوابش را دیده بود. و در این گم شدن فرصت یافته ام خودم را بهتر بشناسم. بهتر ببینم. بتوانم فرق بگذارم بین کسی که بوده ام، کسی که گمان می بردهام هستم، کسی که هستم، و کسی که دوست داشته ام باشم. این فرصتی...
-
Il Divo - Broadway Theatre
شنبه 7 شهریورماه سال 1388 21:57
-
پرواز لاشخورها
پنجشنبه 5 شهریورماه سال 1388 20:47
همیشه جنبش ها تندند، دوست و دشمن با هم قاطی می شوند و از هم شناخته نمی شوند، خوب و بد یکی می شوند، فرصتی برای نقد نیست چون الان وقتش نیست، وقت حرکت است. همیشه جنبش ها بهترین فرصت برای موج سوارانند. لاشخورها همیشه بالای جنبش ها پرواز می کنند.
-
درد
پنجشنبه 5 شهریورماه سال 1388 09:51
درد... سرد ... سرد ... سرد ...
-
دو سوی بازی
سهشنبه 3 شهریورماه سال 1388 21:31
با دیدن این عکس ها حس غریبی به من دست میدهد. جس غریبی است. کسانی در برابر این دادگاه مسخره نشسته اند که زمانی خود قاضیان و مفتشان چنین دادگاهی بودهاند. کسی که خود بنیانگزار وزارت اطلاعات بوده، آن هم اطلاعات دههی شصت، حالا نیمه افلیج و جان برده از ترور به دادگاه آورده شده تا شاهد محکومیت و ویرانی زندگی سیاسی خود...
-
خسته تر از همیشه
دوشنبه 2 شهریورماه سال 1388 23:04
خیلی خستهم، خیلی ...
-
Orphan, Rainbow Theatre
دوشنبه 2 شهریورماه سال 1388 23:02
-
اپیدمی
شنبه 31 مردادماه سال 1388 21:27
تنت بوی خون می دهد و من مانده ام فاحشهای که باکرگی آسمانبت را از تو ستانده کیست؟آیا او دژخیمی است در اوین یا منم یا خود تو؟من می شناسمش، از خیابانهایی میآید که هر روزه باکرگی را از تو می گیرند. از چشمهایی بینهایتی که لباس بر تنت می درند. از آلتهای بسیاری که از دیدن تن پوشیدهات به استمنا میرسند. من از دژخیمی می...
-
ساعت پنج عصر، لورکا، ترجمهی شاملو
جمعه 30 مردادماه سال 1388 22:09
1 زخم و مرگ در ساعت پنج عصر. درست ساعت پنج عصر بود. پسری پارچهی سفید را آورد در ساعت پنج عصر سبدی آهک، از پیش آماده در ساعت پنج عصر باقی همه مرگ بود و تنها مرگ در ساعت پنج عصر باد با خود برد تکههای پنبه را هر سوی در ساعت پنج عصر و زنگار، بذرِ نیکل و بذرِ بلور افشاند در ساعت پنج عصر . اینک ستیزِ یوز و کبوتر در ساعت...
-
Lost - Season 2 - DVD
جمعه 30 مردادماه سال 1388 21:51
-
Lost - Season 1 - DVD
جمعه 30 مردادماه سال 1388 21:50
-
Harry Potter and Half-blood Prince, Banff Theatre
جمعه 30 مردادماه سال 1388 21:49
-
The Taking of Pelhalm 123, Rinbow Theatre
جمعه 30 مردادماه سال 1388 21:45
-
Sin Nombre, Broadway Theatre
جمعه 30 مردادماه سال 1388 21:40
-
Soprano and Pianist, Gustin House, Sain James Church
جمعه 30 مردادماه سال 1388 21:37
Sophie Bouffard - Soprano David L. McIntyre - pianist
-
اعتیاد
پنجشنبه 29 مردادماه سال 1388 00:23
دیروز روز کشف راز این خوابآلودگی کشنده بود.
-
مرگ باغچه
پنجشنبه 29 مردادماه سال 1388 00:20
کسی به فکر گل ها نیست کسی به فکر ماهی ها نیست کسی نمی خواهد باورکند که باغچه دارد می میرد که قلب باغچه در زیر آفتاب ورم کرده است که ذهن باغچه دارد آرام آرام از خاطرات سبز تهی می شود و حس باغچه انگار چیزی مجردست که در انزوای باغچه پوسیده ست حیاط خانه ما تنهاست ...
-
برای رامینا
یکشنبه 18 مردادماه سال 1388 21:29
خوب قصهش این شکلی بود که: کنکور ما دو مرحلهای بود، رتبهی مرحلهی اول رو میزدن و بر اساس اون انتخاب رشته میکردی و بعد میرفتی امتحان مرحلهی دوم رو میدادی و بعد بهت می گفتن کجا قبول شدی. اون موقعها از این قرتیبازیهای اینترنت مینترنت نبود. کارنامهها میومد آموزش و پرورش منطقه و بعد اول صبحی دلت رو محکم میگرفتی...
-
تولد
سهشنبه 13 مردادماه سال 1388 23:37
گذشت زمان عمر و به دل عشوه می خریم هنوز که دل به دست کمان ابرویست کافرکیش
-
وصف حال
پنجشنبه 8 مردادماه سال 1388 00:30
کاش حالم بهتر بود ... .... آیا نه یکی نه بسنده بود؟ که سرنوشت مرا بسازد؟ من تنها فریاد زدم: نه! من از فرورفتن تن زدم صدائی بودم من شکلی میان اشکال ومعنائی یافتم من بودم وشدم نه زآن گونه که غنچه ای گلی یا ریشه ای که جوانه ای یا یکی دانه که جنگلی ... من بینوا بندگکی سربراه نبودم وراه بهشت مینوی من بزرو طوع و خاکساری...
-
Nights of the Nile - Shakespeare on the Saskatchewan
چهارشنبه 7 مردادماه سال 1388 03:41
-
Departures - Broadway Theatre
سهشنبه 6 مردادماه سال 1388 01:00
-
THE PROPOSAL - CENTRE THEATRE
سهشنبه 6 مردادماه سال 1388 00:58
-
آرزو
جمعه 2 مردادماه سال 1388 23:16
یه خواب بی بیداری ...
-
Hatred
جمعه 2 مردادماه سال 1388 10:05
Hatred is gained as much by good works as by evil
-
خواب
سهشنبه 30 تیرماه سال 1388 00:32
کاش کمتر خواب آلوده بودم. لعنت به این ...
-
...
یکشنبه 28 تیرماه سال 1388 08:49
نگاهم از پنجره می پرد به آنسوی خیابان که گنجشک با همه ی تنهاییش نشسته است تا شاید ... خستهام... خیلی خسته...
-
نفرت از خوبی
پنجشنبه 25 تیرماه سال 1388 21:03
" Hatred is gained as much by good works as by evil. " Nicola Machiavelli چقدر جملات این مرد درست و واقعین. من این جملات رو زندگی کردم، با تمام وجودم.