-
کوهنوردی
شنبه 4 اردیبهشتماه سال 1400 05:17
کوهنوردی های هفتگی م رو دوباره شروع کردم، هیجان انگیزه، آدم حسابی هایی که هستن، گوزن هایی که توی برف بالای کوه می بینیم.... این دفعه به یه کتاب کافکا و کلی چیز دیگه معرفی شدم و به کانسپت تاریخ مشترک ادبیات و علم و جزیی تر نگاه هر دو به حیوانات. عالیه!
-
سیاست ایران
یکشنبه 29 فروردینماه سال 1400 20:35
این روزها با دنبال کردن سوشیال میدیای متفاوت و خصوصا کلاب هاوس و تا حدی هم دوستانم تو واتس اپ دارم به اونجا نزدیک می شم که هیچوقت نگران وضع ایران نشم، حضور کثیف اصلاح طلب ها و فریب خوردن ایرانی ها توسط اونها نشون می ده راهی برای نجات نیست. حرص نباید پاش خورد.
-
سوفیای شاهین نجفی
شنبه 28 فروردینماه سال 1400 19:56
https://www.youtube.com/watch?v=9h0_VKdLupk
-
سنگ خورشید - گزیده 2
جمعه 27 فروردینماه سال 1400 20:53
نامت را از یاد بردهام، ملیوسینا؟ لورا، ایزابل، پرسفانی، ماری ؟ صورتت تمامی اینانست و هیچکدامی، تو تمامی ساعاتی و هیچ یک نیستی، تو درختی و ابری، همه ی پرندگانی، تکستارهای، تیغهی ساطور جلادی و طشت پر خونش، پیچکی که میخزد، به دور روح میتابد، ریشهاش را برمیکند، و از خودش بیخود میکند، آتش-نگارهای بر لوحی یشمین...
-
سنگ خورشید - گزیده 1
جمعه 27 فروردینماه سال 1400 20:22
به عصرگاهی از شوره و سنگ، با دشنه ی ناپدیدت، با خطّی ناخوانا و سرخ بر پوستم رج می زنی، و زخمهایت، ردایی از آتشم میپوشانند، تا انتهای درونم می سوزد، پی آب میگردم، در چشمانت آبی نیست، از سنگند، پستانهایت، شکمت، و کفلهایت از سنگند، دهانت طعم ِ غبار میدهد، دهانت طعم ِ زمانی مسموم را میدهد، تنت طعم ِ چاهی کور را...
-
کلاب هاوس و دو تجربه
یکشنبه 22 فروردینماه سال 1400 08:16
امروز برای اولین بار نشستم پای کلاب هاوس و گوش دادم و دو تجربه داشتم. یکیش یه کلاب موسیقی بین المللی بود که چند نفر از این ور اون ور دنیا اومده بودن و بداهتا هم نوازی و هم خوانی می کردن اکثرا با تم جاز. دیوانه وار قشنگ بود و کلی ناراحت بودم که تموم شد. یکی دیگه ش یه بحث سیاسی بود راجع به جنبش سبز و اصلاح طلبان و ......
-
Epiphany
پنجشنبه 5 فروردینماه سال 1400 16:27
اگر دختر دیگه ای داشتم اسمش رو می ذاشتم Epiphany
-
سوسن تسلیمی تا داریوش فرهنگ
سهشنبه 3 فروردینماه سال 1400 20:37
مصاحبه ی سوسن تسلیمی رو گوش کردم و اشکم در اومد، این که زن این بشه و شوهر اون نشون دهنده ی کثافتیه که سینمای ایران بهش مبتلاس.
-
منّی و منک
دوشنبه 2 فروردینماه سال 1400 18:46
منّی رسالَهُ حُبّ و منکِ رِسالَهُ حُبّ و یَتَشَکَّلُ الرَّبیع
-
بهار بی منوچهری نمی شود
شنبه 30 اسفندماه سال 1399 22:22
امسال اینجا هوا بهاریه و من هم مثل همه با آستین کوتاه بیرون می رم و ذوق می کنم. همه چی خوب به نظر میاد و عالی پیش می ره. مثل سال های قبل حس می کنم بهار بی منوچهری نمیشه. هیچ نقاشی تا حالا نتونسته بهار رو به این هنرمندی با کلمات نقاشی کنه. کاش وقت داشتم و بیشتر به دنیا معرفیش می کردم. این رو دوباره می ذارم اینجا چون...
-
عشق من!
دوشنبه 11 اسفندماه سال 1399 01:09
حالا دیگه خانمی شده این دختر! انقده خوب و خانمه این دختر که عشق منه! ناز، خوش زبون، مهربون، بامزه و عاقل!
-
من عاشق چشمت شدم | علیرضا قربانی
یکشنبه 26 بهمنماه سال 1399 19:25
-
امید
جمعه 24 بهمنماه سال 1399 22:19
بعد از سالها ناامیدی از مردم میمون صفتی که بین دو جناح تباهی به بازی گرفته شده بودن این شعر بی نظیر رو از کسی به نام مسعود جعفری زاده دیدم که کورسوی امیدی دمید: ما با دروغ و شعبده منتر نمیشویم لوطی! نگیر معرکه، عنتر نمیشویم دوران خرسواریِ رندان به سر رسید پالان ندوز شیخ، که ما خر نمیشویم هردو جناح، فاسد و...
-
دیدار شمس و مولانا
پنجشنبه 9 بهمنماه سال 1399 06:32
نشده تا حالا این رو ببینم و آخرش نزنم زیر گریه!
-
انبساط خاطر
دوشنبه 8 دیماه سال 1399 05:00
یه چیزی از عبدالحسین برزیده خوندم که خیلی با حال بود. ظاهرا جلسات این مثلا هنرمندان که خیلی هاشون تا کمر دولا شده بودن با رهبری برای این بوده که باعث انبساط خاطرش بشن و بخندوننش یعنی ... "برزیده دربارهی اینکه آیا قرار بود پیش از کرونا این جلسات تکرار شود و یا اینکه با جمعهای دیگری قرار بود که پیگیری شود، گفت:...
-
اشک
دوشنبه 1 دیماه سال 1399 19:50
این روزا اشکم در مشکمه. هی یاد ایران میفتم گریه م می گیره، یاد پزشکان جنایتکاری مثل این زنیکه ی لجن محرز که جلوی خرید واکسن وایسادن، عکسای شب یلدای مادر ستار رو دیدم زار زدم، حتی رقص مجری ایرانی فاکس رو به خاطر شب یلدا که دیدم گریه م گرفت به خاطر کشوری که این همه بیچاره س. الان هم دارم گریه می کنم!
-
کشف تازه
یکشنبه 30 آذرماه سال 1399 23:04
تازه Chaïm Soutine رو کشف کردم. زیبایی در نقاشی هاش موج می زنه. به لیست محبوبانم اضافه شد.
-
شوپنهاور و معنای زندگی ٢ - هیچوقت راضی نیستیم!
پنجشنبه 27 آذرماه سال 1399 20:57
یکی از پایه های تحلیلی که شوپنهاور از زندگی می کند این است که انسان هیچ وقت از هیچ چیز راضی نمی شود، این واقعیتی است که همه ی من و شما با اینکه از ته دل به آن اعتقاد داریم شاید در ظاهر به آن توجه نکنیم و نحوه ی کارکردش را ندانیم و این شوپنهاور است که زحمتِ توضیحش را برایمان کشیده است. برای اینکه ماجرا روشنتر شود...
-
خنده
پنجشنبه 27 آذرماه سال 1399 20:15
هیجوقت انقده نخندیده بودم پای چند تا کامنت.
-
شاهنامه، خوانشی دیگر ١۴ – دیوها کیستند؟ دو خوانشِ پایانی: گناه و بَلا
دوشنبه 24 آذرماه سال 1399 04:57
گفتم که پدیده های متفاوت نادلخواه و ناپسندی گرد هم آمده اند تا دیوهای شاهنامه را بسازند و همین رازِ چندوجهی بودن شخصیت آنهاست. دشمنان سرزمینی و خدایانشان را دو نمونه از این پدیده های ناخوشایند دانستم. این بار دو پدیده ی دیگر را که در نهاد دیوها ترکیب شده اند بر خواهم شمرد. شرّ و گناه دیوها در اَوِستا و دیگر کتب...
-
شوپنهاور و معمای زندگی ١ –- این گربه ی وحشی!
یکشنبه 23 آذرماه سال 1399 20:40
آرتور شوپنهاور را به دلیل شکل و نوع نگاهش توی همین عکسی که می بینید گربه ی وحشی می نامند. شبیه است نیست؟ اول کلام اینکه اگر فقط دنبال خوش بینی و حرفهای مثبت هستید و از جمله عزیزانی هستید که پی انرژی و محرک های انگیزشی برای زندگی شانند بهتر است دست از این گربه ی وحشی بردارید و دنبال زندگی خوش و خرمتان و کلی فیلسوف گل...
-
بهترین های اسمهان
چهارشنبه 19 آذرماه سال 1399 07:23
-
شاهنامه، خوانشی دیگر ١٣– دیوها کیستند؟ - خوانشِ دوّم: دشمنانِ همسایه
یکشنبه 16 آذرماه سال 1399 12:47
در خوانش پیش دیدیم که وجهی از دیوها به خدایان و مقدسات ادیان رقیب ایران باز می گردد. جادوگری و ماورایی بودن دیوها از این وجه آمده است. اینبار اما به وجهی انسانی تر از شخصیت دیوها می پردازم. خوشبختانه برخی از دیوهای شاهنامه جغرافیا دارند که نشانیِ خوبی از هویّت آنها به دست می دهد. همان ابتدای شاهنامه سیامک به دست...
-
شاهنامه، خوانشی دیگر 12 – دیوها کیستند؟ - خوانشِ نخست: خدایانِ دیگران
جمعه 14 آذرماه سال 1399 22:14
شاهنامه دیوها را موجوداتی عجیب و غریب چون غول هایِ شیطان صفتِ قوی هیکلی که شاخ و دم دارند تصویرمی کند. اما این خبایٔثِ بد ذات که می دانیم واقعا به این شکل و شمایل نبوده اند نماینده ی کیستند؟ شبیه ضحّاک، اینجا نیز خواهیم دید که دیوها نیز ترکیبی از پدیده های مختلف بوده اند. این بار هم از معنی کلمه ی دیو شروع می کنم....
-
شاهنامه خوانی ١١ - دورانِ فریدون – از رهایی تا تجزیه
یکشنبه 9 آذرماه سال 1399 08:55
فریدون پادشاهِ محبوبِ فردوسی است. چرا نباید باشد؟ فریدون است که زمین را از بیداد ضحّاک رهانیده و برکت و داد را برای دوره ای به قول فردوسی پانصد ساله به آن هدیه داده است. اساطیری که بر سن زیادِ قهرمانشان تاکید می کنند (مثلِ ماجرایِ نوح) تاکید بر طولانی بودن دوره ی که آنها نمایندگی می کنند دارند. فریدونِ شاهنامه فرزندِ...
-
شاهنامه خوانی 10 – روایتِ انسانیِ فردوسی از مَرداس
پنجشنبه 6 آذرماه سال 1399 01:36
مَرداس، پدر ضحّاک، گرچه شخصیت فرعی قصّه ی اوست اما برایِ اسطوره و زبان شناسان جالب بوده و نظریات متفاوت و گاهی عجیب و دور از ذهنی درباره ی او و نامش ارایٔه کرده اند. شاید دلیل این توجّه این است که در اَوِستا نشانی از پدرِ ضحّاک نیست. متون پَهلَوی و پس از اسلام هم بیش از اندکی از او نمی گویند اما فردوسی از او مفصّل می...
-
شاهنامه خوانی 9- آشپزان ایرانیِ ضحّاک نماد کیستند؟
سهشنبه 4 آذرماه سال 1399 00:00
مارهای دوشِ ضحّاک هر روز از مغزِ دو جوانِ خوراک می کنند و شاهنامه از دو آشپزِ ایرانی می گوید که با ترفندی به خدمتِ او می شوند تا با کشتنِ گوسفندی به جایِ یک جوان، روزی یک از آنان را نجات دهند. اینجا می بینیم این دو آشپز نماد چه کسانی در تاریخِ تاریکِ بردگی و شکستِ ایران زمین هستند. آشکارا مغزخواریِ مارهای ضحاک را...
-
شاهنامه خوانی 8 – ضحّاک، آفرینشِ شگفتِ شاهنامه – خوانشِ آخر: حمله ی اعراب مسلمان
یکشنبه 2 آذرماه سال 1399 20:24
برخی چون بهرام بیضایی، نویسنده و سینماگرِ کم نظیرمان، بر آنند که در شاهنامه می توان تکرار یا بازگشت تاریخ را دید. نظریه ی تکرارِ تاریخ بر آن است که رویدادهای اجتماعی به شکل هایِ متفاوتی ممکن است در تاریخ تکرار شوند. این نظریه که البته مخالف هم کم ندارد طرفداران بزرگی همچون ماکیاولی، نیچه و شوپنهاور داشته است. اگر...
-
شاهنامه خوانی 7 – ضحّاک، آفرینشِ شگفتِ شاهنامه – خوانشِ دوّم: ایزدِ سومری
شنبه 1 آذرماه سال 1399 21:15
در گفنار پیش گفتم که ضحّاک را نباید در یک پدیده خلاصه کرد. برای نمونه دیدیم که او از اژدها (و آتشفشان) نشانِ بسیار دارد اما قیافه اش شبیه اژدها نیست. انسانی است که دو مار بر دوش دارد. اینجا می بینیم این شمایل از کجا آمده است. به عکسِ نقش برجسته ی همراه این گفتار نگاه کنید. شاید گمان کنید این شاهِ ماردوشِ بر تخت...
-
شاهنامه خوانی 6 – ضحّاک، آفریده ی شگفت شاهنامه – خوانشِ نخست: آتشفشان
جمعه 30 آبانماه سال 1399 19:55
ضحّاک منفورترین موجود شاهنامه است نه فقط چون دیوسیرت است بلکه چون در عینِ شرارت، استعمارگر ایران زمین و قاتلِ جانِ مردمانش نیز بوده است. اما این موجودِ بدنهادِ ماردوش کیست؟ یا بهتر است بپرسیم نماد و نماینده ی چیست؟ چنانکه خواهم گفت ضحّاک ترکیبی بی نهایت هنرمندانه از دشمنانِ طبیعی، عقیدتی و سرزمینیِ ایران زمین است. با...