ایران من (۳)

ایران من، زیبا و دوست داشتنی.

ایران من (۲)

من اینحا بس دلم تنگ است  

و هر سازی که می بینم بدآهنگ است ... 

 

ایران من

تلخی و شادی، ایران من

طاقچه

زندگی چیزی نیست که سر طاقچه‌ی عادت از یاد من و تو برود ....

روزگار غریب

روزگار غریبی است.

احمقی

از کسایی که فکر می کنن من خیلی احمقم بدم میاد.

خسته ام


پر کن پیاله را
کین اب اتشین
دیریست ره به حال خرابم نمی برد


این جام ها کز پی هم میشود تهی
دریای اتش است که ریزم به کام خویش
گرداب می رباید و ابم نمی برد


من با سمند سرکش جادویی شراب
تا بیکران عالم پندار رفته ام
تا دشت پر ستاره اندیشه های گرم
تا مرز نا شناخته مرگ و زندگی
تا کوچه باغ خاطره های گریز پا
تا شهر یادها


دیگر شراب هم
جز تا کنار بستر خوابم نمی برد

هان ای عقاب عشق
از اوج قله های مه الود دور دست
پرواز کن به دشت غم انگیز عمر من
انجا ببر مرا که شرابم نمی برد

ان بی ستارهام که عقابم نمی برد

در راه زندگی
با اینهمه تلاش و تمنا و تشنگی
با اینکه ناله میکشم از دل که اب...اب
دیگر فریب هم به سرابم نمی برد

پر کن پیاله را

یا علی

این روزا به یه "'یا علی' جدی نیاز دارم.

کوله

آدما .....  آدما یه وزنه رو بلند می کنن، خستگیش که دلشون رو زد می ذارن زمین و یکی دیگه رو بلند می کنند که سبک تره.


اما من هر کدوم رو می ذارم تو کوله‌م. همینه که می بینی هی کمرم خم‌تر میشه.

درد بی دردی

مرد را اگر دردی باشد خوش است

درد بی دردی علاجش آتش است


بیتی که سالها زمزمه‌ام بود.