ازش خواستم کتابهایی رو که می خونه تو یه اپ لاگ کنه. از تابستون تا حالا 110 تا خونده. این جوری خیلی بیشتر تشویق می شه بخونه. وقتی کتاب براش می گیرم از کتابخونه تقریبا در همه زمینه ای بر می دارم. البته اگر ببینم راجع به فرهنگ های دیگه س ترجیحا. هدفم اینه در معرض زمینه های مختلف قرار بگیره. سعی می کنم کتاب های غیر داستانی یا علمی هم باشه اما نه زیاد. سایز کتاب ها رو هم مختلف می گیرم از کتابی که یه ربعه بخونه تا کتابی که چندین ساعت لازم داره. البته اونم کتابهایی رو که خودش خوشش میاد انتخاب می کنه. تو خوندن خیلی روونه. نوشتنش خوبه اما باید بیشتر بنویسه و البته همه ی اینا وقت می خواد که نداره. نمی خوام براش طاقت فرسا بشه می خوام بیشتر عادت کنه و لذت ببره. تو خوندن موفق بودم به اینجا برسونمش اما نوشتن بیشتر کار داره.
پ.ن. این کتابخونه ها و کتابهای کودک هم دیگه شورش رو در آوردن. نگاه بکنی اکثر کتابها تو این سه دسته ن: دایناسور، ماشین آلات و پرینسس. اون روز می گفتم به یه متصدی که واقعا دارید ذهن بچه ها رو محدود نگه می دارید. اینکه دنیای کتاب هم مثل دنیای تلویزیون باشه مسخره س!
I find the book overrated. The early short stories—The Line, The Ballad of Timothy Touchett, Hasta Luego, I Will Survive, The Bootlegger, and The DiDomenico Fragment—are worth three or four stars. However, the novella, Eve in Hollowood, felt like a simplistic detective story suited for my 7-year-old daughter and a sentimental tale fit for a standard TV show. I kept reading, hoping for a twist or some deeper meaning, but by the end, I was completely disappointed.
I’ll need some encouragement to read A Gentleman in Moscow—I’m afraid its high rating might be just as misleading.

طول کشید تا معلوم شه اما الان داره یکی از بهترین های میشه تو ریاضی اونجوری که معلمش می گه و اونجور که اشتیاق نشون می ده.
"Little Sweetie got her 3D Book! This is very advanced for a grade 2 child, but her undestanding and retention are both strong. Sophie is one special little girl!"
یاد خودم می ندازدم، با اینکه همیشه عالی بودم تو ریاضی اما اشتیاق من برای ریاضی خیلی دیرتر به این حد رسیده بود اما خوب واقعیت اینه که تو مدرسه ای نبودم که مدیراش دکترای آموزش ریاضی داشته باشن و کل مدرسه رو حول این بنا کرده باشن. شاید برای خیلی ها ریاضی مهم باشه چون (به غلط) به عنوان نماد هوش شناخته شده یا برای خیلی ها مهم نیست چون از خودشون می پرسن مگه چقدر به دردمون خورده. اما نگاه من متفاوته ، معتقدم ذهن رو باز می کنه و مغز رو برای تفکر تحلیلی و انتقادی آماده می کنه و این جوری رو کل زندگی تاثیر می ذاره. معنی این اینه که مثلا ادبیات یا هنر یا موسیقی یا ورزش یا زیست شناسی کم اهمیت ترن؟ اصلا! اصلا! به خاطر همینه که سعیم اینه تو بقیه هم به اندازه ی کافی پیشرفت کنه.
اما ریاضی، نگرانم با توجه به روش مدرسه ش به جای لذت مسئله حل کردن و به جواب رسیدن درگیر مسابقه و رقابت بشه. چیزی که برای خودم نخواستم و برای اون هم نمی خوام.
یه فیلم - تئاتر بی نظیر با بازی های بی نظیر هر چهار بازیگرش! ساده س و پیچیده! موضوعی که مطرح می کنه مهمه و جالب.
- Edward Albee رو باید دنبال کنم.
- Kanopy چیزهای خیلی خوبی داره!

می گه امشب می خواد پیشش باشم تا بخوابه. مطلبی رو راجع به Jackson Pollok و تحولی که در نقاشی مدرن و آمریکا ایجاد کرده تو یه کتاب می خونم. تمومش می کنم و می رم کنارش دراز می کشم. بهش می گم می دونی چی می خوندم؟ راجع به یه نقاشه و شروع می کنم به گفتن درباره ی تغییری که پولاک ایجاد کرده و چیزهایی که یاد گرفتم. به زبان خودش سوال می پرسه و همراهی می کنه. از تکنیک های نقاشی متفاوتی که می شناسه می گه که آره اینجوری هم جالبه نقاشی کنه. قرارمیشه روز بعد نقاشی های پولاک رو با هم رو اینترنت بیینیم. خیلی هیجان زده م که به اینجا رسیدیم که بتونم درباره ی چیزهایی که می خونم باهاش صحبت کنم.

The Mural - Jackson Pollock
بسیار لذت بردم. سریال خیلی خوببه و خوب تونسته اجزا ریالیسم جادویی رو همراه کنه البته طبق معمول فاصله با رمان داره. دکور و بازی ها خوب، فیلمبرداری و صحنه پردازی خیلی خوب. البته مارکز که نمی خواسته ساخته بشه شاید با تجربه ی گندی که فیلم سینمایی سالهای وبا زده بود. اینکه حماقت نکردن یه فیلم چند ساعته ش کنن خوب بوده و اینکه بی خود کشش ندادن که کلی قسمت بشه هم همینطور.

این مدت Monk رو دیدم، یه سریال سبک طنز کارآگاهی جنایی که نیازمه وقتی واقعا می خوام ذهنم رو آزاد کنم. وسواسی بودن مانک رو نشون کردم و سعی کردم ازش کمک بگیرم که سوفی با موضوع به عنوان اختلال آشنا بشه. با اینکه قسمت های کم خشونت تر رو باهاش می دیدم شاید اولین تجربه ش بود به دنیای خشونت تلویزیون. یادم نیست خودم از چند سالگی می دیدم احتمالا از اولش.
![Monk Season 5 [Edizione: Regno Unito] [Edizione: Regno Unito]: Amazon.it: Tony Shalhoub: Film e TV](https://m.media-amazon.com/images/I/51PHF6Ex6aL._AC_UF1000,1000_QL80_.jpg)
شوگون Shogun هم خیلی خوب بود خصوصا نگاه کاملا متفاوتی که نسبت به مرگ و زندگی مطرح می کرد. تاریخ و فرهنگ آسیای شرقی خصوصا ژاپن چیزیه که کاش انسان عمر دیگری داشت و تجربه ش می کرد.

و البته ظاهرا ژاپنی دیدن من دوباره شروع شده چون دارم یه سریال دیگه آشورا Asura رو هم دیدم که خوشم اومد. شاید هم این میراث نوستالژی کودکی باشه که این همه تو ایران می دیدیم اما بیشتر از اونه. خیلی چیزها داره که بعضی هاش به لحاظ فرهنگی به ما نزدیکن و برخیش برامون متفاوت و جذابن. خودش هم سریال خوبیه.

خیلی دوست داشتم بیشتر وقت داشتم. دلم برای شمس و مولانا و فلسفه تنگ شده حسابی. برای دوباره و بهتر خوندن فوکو، برای یه نگاه تازه به شمس. برای تموم کردن کتابهایی که رو دستم مونده.
کاش وقت بیشتری بود برای زندگی.
یاد بعضی نفرات
روشنم می دارد.
...
...
قوتم می بخشد،
راه می اندازد،
و اجاق ِکهن ِسردِ سرایم
گرم می آید از گرمی ِعالی دم شان.
نام بعضی نفرات
رزق روحم شده است.
وقت هر دل تنگی
سوی شان دارم دست
جراتم می بخشد
روشنم می دارد.
نیما یوشیج